شماره دادنامه قطعی : – تاریخ دادنامه قطعی : 1401/02/31
پیام: عدول از حکم اولیه موضوع که قصاص بوده است.و استقرار دیه ( آنهم به صورت تساوی؟!! )فاقد مبنای متقن و موجه است چرا که نه تراضی در پرونده وجود دارد. و نه مطالبه دیه؟!
رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده: متعاقب صدور کیفرخواست شماره ۹۹۰۲۲۶ مورخ ۹۹/۳/۲۱ دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان جویبار علیه آقایان ۱- غ. ا. خ. م. ۲- د. م. خ. م. ۳- ذ. اله خ. م. ۴- ا. ا. دایر بر مشارکت در قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم خ. م. ا. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان مازندران ارجاع شده دادگاه با اعلام نواقص به شرح صفحه ۳۳۲ پرونده را به دادسرا اعاده نموده و پس از اعاده مجدد پرونده به دادگاه با تهیه گزارش از پرونده به شرح صفحات ۳۶۶ الی ۳۷۰ و صدور قرار رسیدگی غیابی و و تعیین وقت رسیدگی و رعایت ضوابط و با تشکیل جلسه رسیدگی با حضور وکلای تسخیری متهمین و با اخذ دفاعیات ایشان و اخذ اخرین دفاع با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای نموده که عینا تکرار می شود.
پرونده حکایت از آن دارد حسب اظهارات آقای د. م. ت. احدی از متهمین پرونده بیان می دارد. شخصی بنام ی. م. ا. اهل تبعه * اعلام داشته برادرم خیر ا. فرزند ا. دارای یک همسر و سه فرزند ذکور و یک فرزند اناث و والدین ( پدر و مادر ) می باشد در سال گذشته جهت کار کردن به * مشغول کار شده در تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ با گوشی خودش با خانواده ما در * م پیش برادران همسر خودش بنامهای غ. ا. دوست م. ، ذ. ا. همگی شهرت خال م. تبعه * می باشد برود مبلغی از برادر همسرش بنام غ. ا. طلبکار است می خواهد پول خود را از ایشان گرفته و به * برگردد. از آن تاریخ چند بار به گوشی وی زنگ زدم خاموش بود و هیچ خبری از برادرم نداشتم تا اینکه پدرم گفت احتمال دارد. غیب اله او را کشته باشد و مرا مامور کرد که به دنبال برادرم به * امدم از اهالی محل تحقیق کردم محل کار آنها یعنی شالی کوبی س. ک. م. رفتم م. اظهار داشت ۷۰ روز است سه برادر از آنجا رفتند چون احتمال می دادم برادرم را کشته باشند و در چاه انداخته باشند با همکاری مدیریت شالیکوبی آن چاه را تخلیه کردم اما اثری از برادرم در چاه ندیدم در محوطه شالیکوبی جستجو کردم دیدم در یک مکان انباشته از * ، متوجه تغییر در سطح خاک شدم پس از برداشتن * خاک جسد قطعه قطعه شده برادرم را پیدا کردم اینک از سه نفر برادر همسر مقتول شکایت دارم. بتاریخ ۱۳۹۲/۳/۵ آقای دوست م. ت. یکی از برادران همسر مقتول فرزند ع. دستگیر و در شعبه بازپرسی در باره قتل سوال گردید بیان داشت مقتول داماد من و پسردایی من است من با براردانم غ. ا. و ذ. و شخصی بنام ا. ا. در * کار می کردیم در یکی از روزهای پایانی سال ۱۳۹۱ دیدم غروب ساعت ۷ خیر ( مقتول ) آمد پس از تماشای تلویزیون همگی خوابیدیم و من و خیر م. کنار هم خوابیدیم ا. روی تخت و برادر کوچکم جلوتر خوابید در خواب بودیم که گوشی ا. زنگ خورد رفت بیرون صحبت کرد دوباره آمد داخل اتاق شروع به سیگار کشیدن کرد خسته بودم دوباره خوابم برد در یک لحظه صدایی شنیدم بیدار شدم دیدم ا. وسط اتاق ایستاده و با آهن به سر خیر زد من سر و صدا کردم چرا خیر را زدی ا. گفت صدای تودر بیاید شما را هم می کشم زور ما به ا. نمی رسید با داداش کوچکم ذکراله تاریکی های صبح راه افتادیم و از کارخانه بیرون رفتیم غ. ا. برادر دیگری ماند گفتم آنجا نباش بیرون برو غ. ا. گفت من طلب خودم را می گیرم بعدا می آیم ا. هم ماند جسد را چکار کرد نمی دانم ا. می داند، بنا به اظهارات ایشان بتاریخ ۱۳۹۲/۳/۲۱ متهمین موصوف بنامهای ا. ا. ، غ. ا. ، ذ. اله در * دستگیر و به اتهام مشارکت در قتل محاکمه و در زندان * می باشند، بنا به گزارش رییس دادگستری شهرستان جویبار در خصوص گزارش پرونده قتل تبعه افغانی بیان گردیده دوست م. ت. به اتهام دفن غیرقانونی جسد مقتول تعقیب و پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست حکم محکومیت از سوی دادگاه کیفری دو به تحمل یک سال و هفت ماه حبس اجرا ودر تاریخ ۱۳۹۳/۹/۲۵ ازاد گردید.با استعلام از معاون اول قوه قضاییه بلحاظ عدم دسترسی به اولیای دم مقتول درخواست دیه در راستای ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی گردیده النهایه بازپرس شعبه اول دادسرای جویبار قرار جلب به دادرسی نسبت به متهمین موصوف صادر و دادستان ان دادسرا کیفرخواست نسبت به متهمین آقایان ۱-غ. ا. ۲-خ. م. ۳- دوست م. خ. م. ۴- ذکراله خال م. ۵- ا. ا. از حیث مشارکت در قتل عمدی مرحوم خ. ا. فرزنداکبر اصدار گردیده و مقام ارجاع پرونده را به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان مازندران محول گردیده مدیر دفتر در راستای مواد ۳۸۸ و ۳۸۷ قانون آیین دادرسی کیفری عمل نموده و سپس هیات دادگاه در راستای تبصره یک ماده ۳۹۴ قانون مرقوم قرار رسیدگی غیابی صادر نموده و در راستای ماده یاد شده تشریفات قانونی صورت پذیرفته است و وکلای تسخیری متهمین موصوف در چند جلسه در دادگاه حاضر و اظهارات آنان استماع گردیده و پرونده حکایت دیگری ندارد. رای دادگاه: بموجب کیفرخواست صادره به شماره ۹۹۱۰۴۳۱۲۹۴۹۰۰۲۲۶ مورخه ۱۳۹۹/۳/۲۱ از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان جویبار آقایان ۱- غ. ا. خ. م. فاقد مشخصات فردی با وکالت تسخیری ذ. ک. ۲- دوست م. خ. م. فاقد مشخصات فردی با وکالت تسخیری اقای ع. م. ۳- ذ. خ. م. فاقد مشخصات فردی با وکالت تسخیری ا. م. ۴- ا. ا. فاقد مشخصات فردی با وکالت تسخیری ع. غ. س. همگی متهمند به مشارکت در قتل عمدی مرد مسلمان مرحوم خ. ا. فرزند ا. موضوع شکایت آقایان ی. م. ا. خ. م. م. ، هیات دادگاه حسب شکواییه اولیه و گزارشات مرجع انتظامی و گواهی پزشکی قانونی در صفحه ۷۲ پرونده اگرچه علت تامه فوت را بیان داشته است که مقدور نبوده لیکن با التفات به شکستگی خردشدن استخوان گیجگاهی چپ و چشم خانه و سمت چپ صورت و بینی علت تامه فوت می تواند ناشی از آسیب شدید نسج مغز بدنبال ضربه به سر باشد، بیان گردیده است وکلای متهمین موصوف حسب محتویات پرونده خلاصتا نقل به مضمون همگی برایت متهمین موصوف را داشته اند مع الوصف هیات دادگاه حسب گزارش مراجع انتظامی و گواهی پزشکی قانونی و اظهارات احدی از متهمین موصوف در پرونده علم اجمالی به وقوع قتل و انتساب جنایت به یکی از دو یا چند نفر محرز و مسلم است لیکن امکان تعیین مرتکب حسب محتویات پرونده مقدور نبوده است فلذا مستندا به مواد ۱۶۰٫۲۱۱٫۴۶۲٫۴۸۲٫۴۸۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ نامبردگان به پرداخت یک فقره دیه کامل بصورت مساوی در حق اولیای دم مرحوم صادر و اعلام می گردد. رای صادره غیابی محسوب و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی متهمین موصوف حق واخواهی دارند و سپس از ان انقضای مهلت واخواهی قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. ) ٪ پس از ابلاغ رای آقای ذ. ک. چ. به وکالت ت. از آقای غ. ا. خ. م. فرجام خواهی نموده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای ا. ع. عضو ممیز ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ح. خ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض به جهت نقص در خصوص دادنامه شماره ۱۴۰۰۴۷۳۹۰۰۰۹۶۰۴۱۶۴-۴۰۰/۱۱/۳۰ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
در خصوص فرجام خواهی آقای ذ. ک. به وکالت ت. از آقای غ. ا. خ. م. از دادنامه مشروحه فوق الذکر ضمن اعلام اینکه رای وحدت رویه شماره ۳۲۲۲-۱۳۳۸/۸/۳ دیوان عالی کشور منصرف از موضوع می باشد و نظر بر اینکه رای وحدت رویه شماره ۵۹۸-۱۳۷۴/۲/۱۲ هیات عمومی دیوان عالی کشور حاکم است. النهایه با توجه به گواهی پزشکی قانونی ( ص ۷۲ پرونده ) که در بیان علت تامه مرگ به صورت تردید صادر گردیده است و انتساب عمل ( شکستگی خرد شده استخوان گیجگاهی چپ و چشم خانه و سمت چپ صورت و بینی ) به فرجام خواه ( غیب الله خال م. ) و دیگر متهمین پرونده و اطلاق عنوان مشارکت آن هم با تعریف قانونی ان دادگاه محترم صادر کننده رای فرجام خواسته، علی رغم استناد به ماده ۲۱۱ قانون ایین دادرسی، مبانی علمی خود را که لزوما باید متعارف و غیر استنباطی باشد. احصا نکرده و بیان نداشته است و اساسا از حیث عدول از حکم اولیه موضوع که قصاص بوده است و استقرار دیه ( آن هم به صورت تساوی؟!! ) نیز دادنامه فرجام خواسته فاقد مبنای متقن و موجه است چرا که نه تراضی در پرونده وجود دارد و نه مطالبه دیه؟!! بنا بر مراتب مذکوره رای فرجام خواسته، غیر قابل ابرام تشخیص و ضمن نقض آن ادامه رسیدگی قانونی ضمن رفع نواقص احصایی فوق، استنادا به بند دوم از شق ب ماده ۴۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری، پرونده به همان دادگاه صادر کننده رای منقوض اعاده و ارجاع می گردد./ت
شعبه چهل و نهم دیوان عالی کشور سید ح. ج. ( رییس ) ا. ع. ( عضو معاون)
منبع: سامانه ملی آرا قضایی